دخترجوانی ازمکزیک

 

 

دخترجوانی ازمکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل می شود.پس از دوماه، نامه ای ازنامزدمکزیکی خوددریافت می کند به این مضمون:

 

 «لورای عزیز، متأسفانه دیگرنمی توانم به این رابطه ازراه دورادامه بدهم وباید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.»<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

باعشق:روبرت

 

دخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه 56 تا بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:

 

«روبرت عزیز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قیافه تورا به یادنیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.»

 

دمش گرم٬بابا دمش گرم!

 

/ 22 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مگانوش

مرسی از نظرت ... اما قالب من هيچ مشکلی نداره

دوست

سلام دوست عزيز.اگر نظری داريد که مشکلات سينما را حل می کند خوشحال ميشوم بشنوم.از اينکه ابراز نظر کرديد ممنونم. ضمنا اگر لورا را ديديد سلام برسانيد.موفق باشيد و خوش.

سلام خيلی جالب بود کاش ۷ ماه زودتر اين داستان رو شنيده بودم

سالار

وبلاگ پر بازديدی داری موفق باشی

يکونات

فکر که می کنم می بينم از اين مدل دخترا زياد می شناسم... خيلی. طوريکه از شنيدن اين چيزا تعجب نمی کنم

افشین دکسیر

سلام مرسی سر زدی. از بابت لوگو هم ممنون. دم اين دختره گرم اما مکزيکی ها...؟ فکر نکنم دمشون گرم باشه! ۳-۱ خورديم تا بفهميم فوتبال توی دايی و کعبی و ميرزاپور خلاصه نميشه!!! يا حق.

مليحه

از دمش گرمم يه کم اونطرف تر. کفم بريد. علی علی.

فرنود حسني

چرا پرشين بلاگ را دوست دارم!؟ يه سري به وبلاگ مديريت فناوري اطلاعات بزنيد مي فهميد! http://itmanagement.persianblog.ir