پايان داستان

 

***** حرف خودم *****

سلام امروز ديگه از دست دختر شمسی خانم و اين پسره که ديگه پسر نيست و پير شده

و داره ميميره راحت ميشيد بايد بريم همگی مجلس ختم .... ولی مجلس ختمی که با

شادی همراه است ما بايد کاری کنيم که از مردن ما کسی شاد نشه 18.gif

شاد باشيد

**********

***** دوره مردن *****

حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاري دلت مي‌خواد بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...بکن
...ولي فقط با روح دختر شمسي خانوم کاري نکن

**********

 روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم

حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند

 وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد .

 دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت .

 از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است 

 اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

**********

ادامه نداره ... 04.gif خنده داره ... 18.gif

23.gif تا آپديت بعديم بای 23.gif


 

 

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گاندلف

سلام خيلی ممنونم از حضورت خيلی جالب بود منظورم به دروغ کلک خوبی زد

مهدی

سلام. خط آخرش خيلی جالب بود. شاد باشيد و سلامت

مينا

سلام از نوشته هات معلومه خيلی سر حالی و شاد اميدوارم هميشه شاد باشی و بمونی منم مينای تنها بهم يه سر بزن

وحيد

مطالب خوبی نوشتی من لينک شما رو گذاشتم تو وبلاگم اگه ميشه وبلاگ منو هم بزارين

عرفان(سرطان)

سلام تايماز جون..خوبی عزيز..کارت همچنان عاليه...ادامه بدی عزيز..اميدوارم کافی نت و کار روزانه و سر و کله زدن با مشتری خستت نکرده باشه و همچنان پر انرژی مثل سابق باشی.....شاد باشی عزيز

عرفان(سرطان)

راستی تايماز جون می خواستم اگه ميشه لينک منو با نام عرفان (سرطان) بزاری..ممنونم ازت....البته اگه زحمتی نيستا..سرطان خالی آخه لطفی نداره

ايمان نعمت الهی

کاش فقط لباساشو می برد و می پوشيد کاش صورتک حقيقت رو صورتش نمی زد اما اين روزا نقاب حقيقت ارزان ترين صورتک بازار....خوشحال شدم از آشناييت