‹‹ كل يوم عاشورا و كل ارضاً كربلا ››

3z7pkir.jpg

روزگار غريبي است و غريب تر از اين روزگار ما انسانها

روزهاي غريبي است .

شهر نمي خوابد او بي تاب است .

شهر آرام نمي گيرد او دلتنگ است .

شهر در كوچه پس كوچه هاي خود هزاران غربت را فرياد مي زند .

شهر سكوت ندارد يكپارچه فرياداست يكپارچه دلتنگي .

اين روزها شهر با كسي غريبه نيست

هر روز غروب عطر ياس رو تو كوچه ها ميشه احساس كرد  .

شهر بوي خدا گرفته است

غريبه ها همه با هم دلتنگن

يك عالمه قلب  شكسته

يك دنيا فرياد

يك اقيانوس بغض

هزاران نگاه درمانده

همه چيز غريب و دلتنگه ، دلت بهونه گير شده ، يه جا بند نمي شه ، چشمان منتظرت دنبال گمشده اي مي گرده ، وقتي كه به آفتاب نگاه مي كني تشنه ات مي شه ، اونوقت كه دلت براي علي اصغر حسين پر پر مي زنه ، دلت مي خواد رد صداها رو بگيري در پي تموم اين نگاه ها كه دريا مي شن رو دنبال كني .

آها .. حالا فهميدم چرا دلم بهونه مي گيره .. آخه ..

چقدر دلم هواي كربلا رو كرده

مي خواهم در تمامي جاي جاي كلبة دلم تصويري از او ببينم ، خبري از او  بگيرم .

هر فريادي كه بلند مي شود هر دستي كه به آسمان مي رود ، هر اشكي كه از چشمان غريب تو فرو مي ريزد .

گويي تمام غريبه هاي اين جمع همانند من حضور او را فرياد مي كشند و دلشان براي تك تك نفسهاي او تنگ است ..

وقتي شب پرده سياه خود را در كوچه هاي پس كوچه هاي شهر مي اندازد يك حس عجيبي در وجود همه رخنه مي كند .

حسي عجيب و غريب       حسي ناشناس

حسي كه هر چه به او نزديك تر مي شوي بهتر مي تواني درك كني

 عطر غربت ، عطر مظلوميت ، عطر بابا ، باباي خوبم

آره عطر پاك حسين شهر رو پوشونده

عظمت ، بزرگي ، پاكي ، زيبايي

حسين يعني عدالت هنوز زنده است

حسين يعني عشق

يك دنيا راز و نياز

يك دنيا آرزوهاي رنگي

حسين حسين حسين                                                        عشق عشق عشق

با حسين بودن يعني عاشق بودن                                       يعني حسيني بودن

با حسين بودن يعني عشق هنوز زنده است و بلد است ني بزند ، بلد است براي غزلگريه هاي قشنگ چشمت ني بزند .

تاريخ حسين فلسفة عشق است ، فلسفة روئيدن انسان در خدا . 

زماني كه به ديدار حسين مي روي بايد ضربان قلبت را برايش كادو كرده باشي ،    بايد چشم هايت مثل كوثر اشك بريزد و دلت پر قلوب منكسره باشد ، بايد عظمتي از بهشت را در خود بپروراني تا چشم هاي غريبت بتواند براي حسين و مظلوميت  حسينيان اشك  بريزند .

آمده ام تا توي همين شلوغي ، وسط همين واويلا ، تو محشري كه همه حسين رو صدا مي زند پيدات كنم .

آمده ام كه در همهمه اي كه بهانه اش حسينِ ، زمزمة عاشقانه اي كه معشوقش حسينِ

به آقا بگم . آقا جون ! سرور ، سالار

دستمون رو بگير و ما را از سرماي زمستوني نجات بده و فصولمون رو بهار گردون .

خلاصه از طرف تمام جووناي پاك آريايي از آقا مي خوام :

ما رو پيدا كنه تا ما هم بتونيم جوونه زدن در پاكي ها رو تجربه كنيم .

/ 31 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خـــاکستـــر عشــق

سلام رفيق دلتنگی ! . اگه تا جمعه نمی خوای اپ کنی من اپ می کنم ... . از دستت دلخورم اساسی

ارش

سلام خوبین امید وارم تو این ایام به خدامون نزدیک تر بشیم کاش همه می دیدند و می فهمیدند هر کسی اجازه ی ورود به روح ادمها را ندارد و عفونت به راحتی می تواند زیر زیباترین لبخندها و غمبارترین چهره ها پنهان شده باشد امید وارم به کلبه کوچک من هم یک سری بزنین ممنونم

دلارام

سلام... گاهی وقتا اين لينک تو لينک ها ادم رو به يه جايی ميرسونه که فقط قدرت داری شاخ در بياری و بس! اصلا فکر نميکردم وبلاگنويس باشيد . .خوشحالم.. در پناه حق

رضا

سلام داداش اگه مارو قابل می دونی لينک مارو تو دوستات بزار قربونت

غريبم

شهرزاد

ای کاش احساسمان حرف مي زد و زبان داشت. ای کاش ديگران حرفهای نگفته مان را که نمی توانستيم بگوييم می فهميدند.ای کاش .... ولی هميشه احساس را بايد گفت و پنهان نکرد.همیـــــــــــــشــه