مــاه زده

433iweq.jpg

سلام مهربان ِ دیروز ، مــاهِ امروز و همسفرِ فردایم !

آخرین باری که گفتم درگیرم ، با شب قهر بودم و روز را دوست داشتم ..

آخرین باری که گفتم باید بروم ، کوبه بار بسته ام بودم ..

آخرین باری که مجنون شدم ، مــاه را دیدم ..

و از آن به بعد من هی مجنون می شوم  و تو عاقل ...

با وفای هر روز بیشترِ من ، می بینی مجنون شده ام ، جنونم زبانزد عام و خاص شده است ..

 دیروز در حوالی آســـمان قدم میزدم ، پرنده ای در گوش باد خواند : هی ، این را می بینی ؟!

دختــرک گیسو پریشان را می گویم ، انقدر که مــاه را دید و از مــاه نوشت مــاه زده شده !

جنونش سـر به فلک کشیده است !

می بینی مهربـانِ من !

هَم همۀ شهر را می شنوی ؟!

حرفهایی که پشت سرمان می زنند را می شنوی ؟!

خنده های تمسخر آمیزشان را می بینی ؟!

حسودان شهر را می بینی ، چه زیـاد شده اند ؟!

می گویند : هی ! این دختــرک ، همــانی است که تمام روز را به دعـا می نشیند که خدایـا امشب آسمان مهتابی باشد تا مــاه را دوباره ببینم !

میدانی بــرکت آســمان در زمــین ، یه تصمیم جدید گرفته ام که بـاید فقط به خودِ خودت بگویم !

می خواهم بـا شب قرار داد چند قـرن بنویسم ، شایدم یک مدتی که با آفتاب سرسنگین رفتار کنم حساب کار دستش می آید و دیر به دیر سراغی از من می گیرد ..

شایدم غــرورم را برایش بیشتر کردم و صبح ها نگاهش نکردم و مدام داد زدم ، هی تو ! نورت چشمانم را آزار می دهد ، چقدر نورت تند است ، چرا  دست از سرما برنمیداری ؟! ...

اگر دیدم هیچ کدام از این کارها نتیجه نداد ، دور از چشم مــاه ، ستاره و شب به مهمانی دعوتش می کنم ، 

اگر ناز کرد یا خواست سر بالا جواب دهد ناچار می شوم به او چک سفید امضاء بدهم !

دیگر هـر چقدر مقـاوم باشد در مقابل این کم می آورد !

بعد که آفتاب را راضی کردم که برای همیشه برود من می مانم و مــاه ، مــاه و مــاه!

بعد هـر کدام از آن حسودها نزدِ تـو آمدند و حالم را پرسیدند ..

بگو : دختــرکِ دیوانـه دست از ســرم بــرداشت و به سراغ مــاه رفت !

غـافل از آنکه آنها نمی دانند مــاهِ مـن خودِ خوده تــو هستی !

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
(¯`•._ MEHDI HOSSEINI _.•´¯)

عشق چيست؟؟؟؟ سه ثانيه نگاه، سه دقيقه خنده، سه ساعت صفا، سه روز آشنايي، سه هفته وفاداری، سه ماه بيقراری، سه سال انتظار سي سال پشيمانی ..... کی این ها رو قبول داره ؟

(¯`•._ MEHDI HOSSEINI _.•´¯)

همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما پول‌دارها محترمترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرف‌دارترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بچه‌ها واجب‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما خانم‌ها مقدم‌ترند . همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما سياه‌ها بدبخت‌ترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدم‌ها با هم برابرند ، اما بعضي‌ها برابرترند

شهريار

سلام خوب هستين؟ شرمنده من خيلی وقت بود به وبلاگم سر نزده بوده. الان هم که دیگه مدرسه شروع شده و نمی رسم. نوشته های زيبای وبلاگتو ديدم. خدا نگهدار

(¯`•._ MEHDI HOSSEINI _.•´¯)

سلام سلام سلام آقا من اومدم جاربزنم .... اومدم هوار بکشم اومدم بيداد کنم بابا من عاشقم به خدا عاشقم ميدونی عاشق کی ؟ ميدونی عاشق چی ؟ نميدونی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابا اگر ندونی که از دنيا غافلی .... من عاشق اخلاقيات آق تايماز هستم ....... حالا چرا گير دادم به اين بنده خدا ... خدا ميداند ....... سرتون رو درد نيارم عاشقی هم چه سخته خودمو کشتم تا اينو بگم شاد و سر بلند باشيد

دختر رویدری

سلام عزيزم خسته نباشيد وبلاگ زيبا و جالبی داريد انشاالله هميشه موفق و سربلند باشی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال می شم خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد

دختر مهتاب

سلام... واقعا زيبا بود....يعنی به دلم خيلی نشست....مرسی هميشه شاد و موفق باشی عزيز

خـــاکستــر عشــق

. اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟ با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو؟ .