اي کاش...؟ بوسيدن با اين شعر معنا پيدا ميکرد

****************

مصراع نخست: من تو را مي بوسم در مصرع بعد : هم تو را مي بوسم

ايراد ندارد !به کسي چه!اصلن شعر خودم است من تو را مي بوسم

**************

در اين دنيا سراب محکوم است به پوچي... پرستو محکوم به کوچ کردن...

شمع محکوم به اشک ريختن... خارها محکوم به تنهايي...

روز محکوم به غروب کردن... شب محکوم به رسيدن...

قلب با همه ي پاکي وصداقتش محکوم به دوست داشتن وچه محکوميتي

شيرين تر و دلپذير تر ازاين است؟

اما اي کاش همه ي اين محکوميتها زيبا را مي پذيرفتند. اي کاش...؟

***************

ديروز که خيالت را با چشمانم در اب حوض کوچک حياطمان مي شستم

ماهي کوچکي نزديکم امد ! قطره اي اشک که از چشمانم چکيده بود را نوشيد!

فرداي انروز ديگر نديدمش! کاش راه دريا را ميدانستم!چند قطره اشک....

چند قطره از شوري دريا...............دوري تو را کفايت نمي کند....

باز هم با توام .....دوري تو را کفايت نمي کند....!

***************

 23.gif تا آپديت بعديم بای 23.gif

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
حميد

سلام شعر زيبايی بود. ما انسانها هم محکوميم به زيستن. اما کاش خوب زندگی کنيم.

پينکی

اخی حياط خونتون حوض داره ... خوش به حالت

مريم حقيقت

سلام عزیز ،با بال شکسته پر گشودن هنر است.....کبوترانه ۹چراغت را روشنم یا علی

navid

salam man nemidonam ma az koja baham ashnaem man linketono gozashtam,be mans ar ebzan bye