تقديم به چشمهايت

***************

تقديم به چشمهايي که در راه ماندند و دلهايي که آنها را راندند تقديم به اشکهايي که غرورشان

شکست و عهدهايي که کسي آنها را نبست زندگي شيبي ست ،عشق سيبي ست واي بر حال

آنکه در عشق پاي بند نظم وترتيبي ست واما تو قرار نبود ،آن وقتهاي تو جايشان را با اين وقتهاي

من عوض کنند قرار نبود عشق هم مثل گيلاس، بوسه عيدي وتعطيلات تابستان اولش قشنگ باشد

قرار نبود کسي سختش باشد بگويد دوستت دارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دکتر علي شريعتي: شرافت مرد هم چون بکارت يک دختر است اگر يکبار لکه دار شد

 ديگر جبران پذير نيست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با چشمان تومرا به الماس ستارگان آسمان نيازي نيست اين را به آسمان بگو

***************

23.gif تا آپديت بعديم بای  23.gif

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
(((((عشق معنوي)))))

بسم الله الرحمن الرحيم سلام تايماز ! نه عشق بلکه دوست داشتن ! عجب ! خسته نباشید از اینکه انقدر کم حرفی ممنون آدرس لوگو....> آدرس لوگو ان اچ عشق معنوی هادی <a href="http://www.nh.co.sr" title="Share your media"><img src="http://data1.blog.de/media/737/542737_186d83c950_l.jpg" width="94" height="120" alt="link nh hadi" /></a> لوگوی اچ ان عشق معنوی هادی آذرس <a href="http://www.hn.co.sr" title="Share your media"><img src="http://data1.blog.de/media/787/542787_cbbb889749_l.jpg" width="87" height="120" alt="link hn hadi" /></a> آدرس وبلاگ قرآن====> <a href="http://hadin.blogsky.com" target="_blank"><img src="http://www.blogsky.com/users/blogs/logo/hadin.gif" alt="عشق-----((بسم الله الرحمن الرحیم))-----معنوی" border="0"></a> یامولاعلی مدد خدا نگهدارتان. آماده برای تبادل لينک و لوگو ! يه آدرس ديگه در راه است ! ب

سورنا

ای بابا قرار ، شرافت نگو ميگيره

بی صدا

سلام.خسته نباشيد متن های زيبايی نوشتيد و وب زيبای باز هم از اين جملات قشنگ بنوسيد. موفق باشيد.فعلا بای

ستايشگر

يا الله سلام تايماز عزيز و آنچه از ما باقي مي ماند عشق است *** به روزم يه سر بزن يا علي

مسافر تنها

سلام دوست عزيزم کاخ تنهايی من آپ شد منتظر هستم بيايا ...منتظرم...مطالبت هميشه عاليه

محمود

سلام عزیز من اپم و منتظر

محمود

من چگونه ستايش كنم آن چشمه را كه نيست ؟ من چگونه نوازش كنم اين تشنه را كه هست ؟ من چگونه بگويم كه اين خزان زيباترين بهار ؟ من چگونه بخوانم سرود فتح من چگونه بخواهم كه مهر باشد اي مرگ مهربان زيباترين بهار در اين شهر زيباترين خزانست من چگونه بر اين سنگفرش سخت با چه گونه گياهي نظر كنم با چگونه رفيقي سفر كنم من چگونه ستايش كنم اين زنده را كه مرد ؟ من چگونه نوازش كنم آن مرده را كه زيست ؟ پرنده ها به تماشاي بادها رفتند شكوفه ها به تماشاي آبهاي سپيد زمين عريان مانده ست و باغهاي گمان و ياد مهر تو اي مهربانتر از خورشيد

مهدي

روز به روز وبلاگت داره بهتر می شه. جمله دکتر هم خيلی قشنگ بود