بي مهري

**********

 بيا که بي تو دلم داغــــدار دلتـنگي است و فصل فصل وجودم دچار دلتـنـگي است بيا تبسم

خــود را دوباره جـاري کن که چشم عاطفه ام جــويبار دلتـنـــــــگي اسـت به ميهماني چشمان خويش

دعوت کـن ا که زندگيم در حسـار دلتنـگي اسـت نگو رقم زده شد سرنوشت ما از قـبل نگو نصيحت تو

شايدغبار دلتـنگي اسـت هـنوز ديده به ابــر کرامتت دارد دلم ، که تشنه تر از شوره زار

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست ، نگفتم عزيزم اين کار را نکن !

وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ، رويم را بر گرداندم !

حالا او رفته و من تمام چيزهايي را که نگفتم مي شنوم ...

 نگفتم عزيزم : متاسفم ، چون من هم مقصر بودم ....

نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاريم ، چون تمام آنچه ما مي خواهيم عشق و وفاداري و مهلت است ....

گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده اي ، من آن را سد نخواهم کرد !

حالا او رفته و من : تمام چيزهايي را که نگفتم مي شنوم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در اين بازار بي مهري به ديدار تو شادم تو شادم کن که سوز غم برآمد از نهادم

تو مي گفتي صدايم کن ز سوز سينه هر شب صدايت ميزنم ، اما رسي آيا به دادم ؟

**********

23.gifتا آپديت بعديم بای 23.gif

/ 2 نظر / 14 بازدید
حميد شريعتی

دم همه بچه های فعال وبلاگ نویس گرم ( به خصوص بچه های باوفای پرشین بلاگی). سلام تایماز جون. راستی فکر کنم یه بار این سوال رو پرسیدم. تایماز یعنی چه؟ مطالبت واقعا قشنگه. لذت بردم. موفق باشی.

سلام ممنون که به من سر زدی