بهـــانـــه

33u5seb.jpg

بـی بهونـــه سلام بگویم یا پر از بهانه های رنگی بــا تـــو بودن ؟!

مـــاه مــن !

این انصــاف نیست ... !

انتـظار داری مـن عـــاقل شوم ،

انتـظار داری دیگر شعـر نگویم ،

انتـظار داری دیگر برای چشمانت فال نگیرم ،

انتـظار داری دیگر بهـانـــه نگیرم ...

آخــر چگونــه ؟!

وقتی غـــزل ، تـــرانه ، فـــال ، نیـــت تـوئــــی ،

وقتی آســـمان ، خورشـــید ، مـــاه ، ســـتاره تـوئــــی ،

وقتی که «« بـهـــــــــــــــانـــــه »» تـوئــــی...

چطور انتـظار داری مـــن مجــنون نباشم ؟!

نـــازنین !

دلم ســـراغت را می گیرد ، چشــمانم بی تـــاب آمـــدنت است ،

کـــاره مــن دل پـــریشـــان ایــن شـــده است هر شــب به نیــت آمــدنت به جـــاده خـیره شـوم و بـــا ســـتـاره ها حکـــایت دوریـــت را کنم .

نـــازنین ... ایـــن انصــــاف نیست !

تمام روزهایم بی حضور لمس بودنت تمام می شود و من خالی تر از همیشه به شب میرسم .

بروم گلایه ات را نزد آســــــــمان کنم ؟!

بگــویم «« مـــاه مــن ! »» بــرای آمــدنش ســـتاره ها را بهـــانــه کـرده !

بگــویم «« مـــاه مــن ! »» بـــرای بــا هم بودنــمان نبود نـــور را بهـــانــه کـرده !

بـــروم گلایه کنم نـــازنیـــن ....؟!

باز هم تـــو می گوئی بــی بهـانـــه بگویم .

باشد !

بــی بهـانـــه می گویم ....

                              بـی بهونـــه سلام ...««  بهــونــه قشنگ مـــن بـــرای زنــدگی  »»

/ 48 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه رهگذر

غمي غمناك شب سردي است و من افسرده راه دوري است و پايي خسته تيرگي هست و چراغي مرده مي كنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سايه اي از سر ديوار گذشت غمي افزود مرا بر غم ها فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز كند پنهاني نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر سحر نزديك است هر دم اين بانگ برآرم از دل واي اين شب چه قدر تاريك است خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟ صخره اي كو كه بدان آويزم ؟ را هم غم هست به دل غممثل اين است كه شب نمناك است ديگران من ليك غمي غمناك است در دل بگشا و جای پا بنها بر غبار نشسته بر کفه کلبه من

ايفان

سلام عليکم خوبين خوشين ببخش که تنهات ميزرام گريه نکن عزی ز بی گناه من منو ببخش بگذر از اشتباه من گناهمو بزار به پای سرنوشت نميتونم اين دلو سر به راه کنم از م نخواه اين دل رو ير به راه کنم سخته برام اما بايد از تو گذشت منو ببخ اين جوری بوده سرگذشت

ايفان

خدا حافظ همين حالا همين حالا که من تنهام خدا حافظ به شرطی که نبندی دل به روياها

ايفان

من که رفتم اما بعد من ای ديگران قلبتان را از حصاری از عشق ملا مال کنيد

ايفان

زودتر از اين شهر غريب در بريم تاب خوای جم بخوری رو دلت ژا ميزارن چند تا قلب اجری رو سينت جا ميزارن

!!~~ عشق به خدا شاهراهی به کمال ~~!!

من امشب برايت ميگريم ... بازهم ! شايد درحضور گل سرخ ويا شايد بر بشت بامي قديمي و خاكي و شايد آنجا كه روياها سر از خاك زمين تشنه آرزو بر مي آورند و يا شايد همينجا در اتاق خاطره هايم ! الهي سپاس كه اينچنين چشمه هاي جوشان توبه نمي خشكند ! الهي سپاس كه صبور تريني ، آنقدر كه من نيز بياموزم ...از تو . اينروز ها انجمن فريب و وسوسه ميسازند ، هر بار كه نيرنگي از لابه لاي تن پوش چركين خواب نامريي غفلت پديدار شده ، تو باز هم شرمندگي مرا به اشكهايم بخشيده اي پس بازهم مي گويم : الهي سپاس من امشب باز هم ميگريم شايد مثل قديما هم در بركت شبهاي قدر ... و هم بر سفره آسماني نورت . من امشب برايت مي بارم به ياد شبهاي برفي ، من امشب نيز سراپا شعله عشق برسوز زمستانم .

سپيده

نوشتت لطيف بود خوشم اومد! اتفاقا من امروز اپ كردم ولي خب اين مشكلات سرويس دهي پرشينه كه نشون نمي ده چه مي شه كرد بايد مديراش رو عوض كنن

دختر تنها

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید خوِِِشحال میشم به کلبه ی تنهایی من سر بزنید منتظر حضور گرمتون هستم به امید دیدار