مـــاه مــن !

مــاه مــن ! توئي

نــازنيـن !

 بيـا قــرار بگذاريم ...!

 تـــو مــاه مــن شو !

 آسمــان بــا مــن !!!

 بعد بــا هم سوسوي ستــاره ها را نگــاه مي کنيم !

 بــاشد نــازنيــن !

/ 50 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ســـاقي دختــري از اهــالي فــردا

کجاست ؟... بي ربط ترين ترانه ي عمرم .... در انتظار عشق ..... ديدي خبرم کن ..... چيزي اينجا می دود ... از جنس مرگ .... چقدر آشناست ... گلويم آرام مي سوزد ....روحم همچون كوزه اي غريب ......ميان آب ايستاده است ..... گيج گيج ...سرد همچون نوك انگشتانم .....بي صدا مثل سكوت ..... آه ديدي ، يادم آمد .... من كه ديگر نيستم .... (از چه بگويم .... حال و هواي اينجا را کسي نمي داند )...روحم اينجا بود ..نيست !!!!...چه وحشتناک ،فهميدم ..... آنچه می دويد من بودم .......

ســـاقي دختــري از اهــالي فــردا

و اين پايان من بود ...چه زود تمام شدم ....... .... ولی آيا اين انصاف است ! ... ولی نازنين ! . هنوزم چيزی در من می شکند که آری تمام شدن سرآغاز آغاز ديگری است !!!!

مازيار

ساقی اين سرانجام سرآغازی داشت ...

حميد رضا

سلام / دستت درد نکنه / ممنونم که لطف داری

ساناز

سلام!من سانازم دوستِ سرگل!از غيبتش كه اطلاع دارين؟به مناسب برگشتش يه چيزائی نوشتم كه ممنون می‌‌شم شمام بياين و سرگل رو با حضورتون خوشحال‌تر كنين!5شنبه16/6/85(سرگلم اكثراً 5شنبه‌ها آپ می‌كرد!) به آدرسِ زير از ساعتِ 7 تا 11 به‌صرفِ شيرينی و شام! راستی اين بلاگ هم مالِ من نيست.برای بازگشتِ سرگل اينجا رواز مديرانش اجاره‌كرده‌ام! ممنون كه تشريف می‌آريد!

صليب نقره ای

سلام ...حالتون چطور؟ چه عجب شماتشريف اوريد..می گفتيد گاوی وگوسفند شتری چيزی می کشتيم....اينجا چقدرخوشگل شد...اميدوارهميشه مثل اين ماه دلت صاف باش..اسمونی باشی.....