ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

هنگامی که درخشش دیدگانت آسمان ابری چشمان بی فروغم را روشن می کند:

قلبم سنگری می سازد؛

تا تلالو نورانی ات را در میان دیوارهایش نگه دارد.

***************

درخم پس کوچه های زندگی آرزو گم گرده تنها می روم.

در شیار روشن تاریک شب لنگ لنگان سوی فردامی روم

می روم شاید که در دشت شفق بینم آن تک اختر امید را

میروم شاید به بام کهکشانبینم آنرنگین پر خورشید را

بسته ام بار سفر؛ می روم آشفته تا شهر دگر

گشته ام بیگانه با هر آشنا

می روم شاید شوم بیگانه تر.