چرا چنين؟
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

***************

خدايا! مرا معبر آرامش كن

تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاري سازم

آنجا كه خطا هست ، بخشايش بگسترم

آنجا كه جدايي هست ، وصل بيافرينم

آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقيقت بياورم

آنجا كه ترديد هست ، ايمان بياورم

آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم

و آنجا كه اندوه است ، شادي منتشر كنم

ممنون از اينکه بهم سر زدي وميزنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به بي انصافي که مي شناسمش به ناز به ..... . بغضهاي کال من چرا چنين؟

گريه هاي لال من چرا چنين؟ جزر و مد يال آبي ام چه شد؟

اهتزاز بال من چرا چنين؟

رنگ بالهاي خواب من پريد خامي خيال من چرا چنين؟

آبگينه تاب حيرتم نداشت حيرت زلال من چرا چنين؟

خشک وخالي و پريده لب دلم کاسه سفال من چرا چنين؟

داغ تازه ي تو داغ کاغذي داغ دير سال من چرا چنين؟

هر چه و همه تمام مال تو هيچ و هيچ مال من چرا چنين؟

در گذشته سرگذشتم اين نبود حال شرح حال من چرا چنين؟

اي چرا و اي چگونه ي عزيز! جرأت سوال من

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

******* طنز *******

کاش که مونيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم کاش که کيبوردت بودم هميشه زير

 انگشتات بودم کاش که هدستت بودم هميشه دره گوشت بودم کاش که ويست بودم هميشه

روي لبات بودم کاش که موست بودم هميشه توي موشتت بودم کاش که پسوردت بودم هميشه

 توي فکرت بودم کاش وصد کاش که کامپيوترت بودم هميشه عاشقم بودي

***************

 تا آپديت بعديم بای