خودتون اين رو با زندگی امروزی مقايسه کنيد ؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:
 
*************** 
 
در اينجا مكالمه به علت داشتن نكته اخلاقى سانسور میشه
 
و اما ادامه ماجرا ... 
 
حوا: لوس نكن خودتو بگو ديگه
 
شيطان - آخه گفتني نيست بايد ببيني
 
 خوب نشونم بده
 
 باشه يه سي‌دي برات ميارم ببيني
 
هه...هه...هه   بعد حوا گفت :
 
 غير مجاز كه نيست؟آخه خدا گفته اگه سي دي غير مجاز نگاه كنم از بهشت رانده ميشم
 
نه خيالت راحت باشه،مجازه مجازه!!(ميره که ديريم دارام
 
و فرداي آن روز شيطان با در دست داشتن يك سي دي به خانه حوا كه بي صبرانه منتظر بود رفت،
 
سي دي را در وي سي دي گذاشت و دكمه پلي را زد. در حين تماشاي فيلم حوا احساس عجيبي
 
داشت و نميداست چرا يه جوري ميشه و شيطان خوشحال بود چرا كه داشت به اهداف شومش
 
ميرسيد. بعد از اتمام فيلم حوا گفت: آخ جون من ميخوام و به سمت شيطان هجوم برد ولي او ناگهان
 
ناپديد شد...حوا كه به شدت حالى به حولي شده بود اصلا تعجب نكرد كه چرا كاوه بيكباره ناپديد
 
شده و بعد از اين كه چند بار شماره موبايلشو گرفت و ديد خاموشه گفت:كون لقش و شماره آدم را
 
گرفت دم: بله؟
 
حوا (با صداي فوق ....): بهت احتياج دارم، بيا خونمون
 
آدم: هان چي شده؟ ولت كرد رفت؟
 
- ول كن اين حرفا رو اصلا حالم خوب نيست
 
- به من ربطي نداره برو به همون آقا خوشتيپه همون دانشجوئه كه من در مقابلش هيچي نيستم
 
بگو من معذرت ميخوام، تو رو خدا بس كن، بلند شو بيا خونمون، اشتباه كردم.
 
- حيف كه نميتونم دل كسيو بشكنم. منتظر باش الان ميام
 
و آدم طبق معمول لخت مادرزاد به خونه حوا رفت. هوا در حاليكه يه حوله دورش پيچيده مياد رو كاناپه
 
كنار آدم ميشينه.
 
آدم: اين چيه دورت بستي؟ مد جديده؟
 
حوا: من تا حالا لخت بودم
 
- لخت يعني چي؟
 
- يعني اين كه لباس نداشتم
 
- لباس چيه ديگه؟
 
- اه ولش كن، خيلي از دستم ناراحتي؟
 
آدم: آره از تو انتظار نداشتم
 
- منو مي بخشي؟
 
آدم : به شرطي كه قول بدي ديگه هيچ وقت اينكارو با من نكني
 
- باشه قول ميدم و بعد حوا به آدم مي‌چسبه و ميگه: چقدر دوسم داري؟
 
آدم در حاليكه خودشو جمع و جور ميكنه: اين جلف بازيا چيه؟ برو اونور پختيم از گرما
 
حوا: دوستت دارم جيگرم. و خودشو بيشتر ميچسبونه به آدم و ميگه: بغلم كن
 
آدم خودشو از زير دستاي حوا ميكشه بيرون. بلند ميشه واي ميسه ميگه: چت شده؟اين مسخره
 
بازيا چيه در مياري حالمون بهم خورد. و در اينجا حوا به موردي بر ميخوره كه خيلي به نظرش عجيب
 
مياد توي اون فيلمي كه ديده بود وقتي زنهاي توي فيلم با مردا اينجوري رفتار ميكردن مردا حالي به
 
حالي مي‌شدن ، اين مورد و برخورد آدم از بدو ورودش به خونه حوا، اونو به فكر فرو برد و فهميد كه يه
 
حسي در اون زنها و مردهاي توي فيلم وجود داره كه در آدم وجود نداره و وقتي بيشتر فكر كرد و
 
تيكه هاي پازل رو از هنگامي كه اون پسر خوشتيپ (شيطان) وارد زندگيش شده بود تا حالا رو كنار
 
هم چيد فهمميد كه فريب خورده و فهميد كه اون پسر خوشتيپ كسي نبوده به جز شيطان و اون
 
سي‌دي كه ديده يه سي‌دي غير مجاز بوده و به روشني دريافت كه با اين كارش از بهشت رانده خواهد
 
شد، اولش خواست اينو به آدم بگه اما شهوت و هوس مانع شد تا حوا اين كارو بكنه و تصميم گرفت
 
براي رسيدن به خواسته اش كه همانا چشيدن طعم لذت جنسي بود آدمو قرباني كنه.: - چه كاري؟
 
گفتني نيست بايد ببيني. (اينو گفت و دست آدمو رو گرفت برد پايه تلويزيون نشوند و وي سي دي
 
رو روشن كرد). پايان دقيقه پنجم فيلم همان و .... شدن حوا تا دسته همان. خلاصه اين دو به تلافي
 
زمانهاي از دست رفته سه روز و سه شب همديگر را سير... طوري كه آدم بعد ازين مدت مچاله شد و
 
حوا و ارفته. شيطان نيز هم در هنگام تماشاي فيلم توسط آدم و حوا و هم در آن سه روز از پشت
 
پنجره با هندي‌كم از آن دو فيلمبرداري كرد تا نزد خدا لوشان دهد
 
مكان: دفتر خدا. خدا زل زده به تلويزيون و در حاليكه خيلي دوس داره به خودش بقبولونه اون چيزی
 
 كه داره ميبينه واقعيت نداره ميگه: اين كه مدرك نشد، نگا اصلا تابلوئه مونتاژه! الان تكنولوژي كلي
 
پيشرفت كرده ، جمع كن ببر آقا
 
شيطان: هر جور دوس داري فكر كن، واسه من فقط اين مهمه كه روي تو رو كم كردم
 
خدا با عصبانيت: ، گنده تر از تو نتونستن روي منو كم كنن. بلند شو برو گم شو بيرون، ديگم  
 
طرفاي درگاهه ما پيدات نشه، ناسلامتي ما تو رو رانديم
 
شيطان در حاليكه با خنده بلند شده و داره ميره بيرون: باشه ميرم ولي يادت باشه كه نشون دادم
 
بشر ارزش سجده كردن نداره
 
و خدا در حاليكه شيطان از دفتر رفته بيرون با عصبانيت داد ميزنه: يه فيلم مونتاژي آورده خيال كرده
 
ميتونه منو..... من صد تا مثل تو رو ميبرم لب چشمه تشنه بر ميگردونم
 
صداي قه قهه شيطان از دور شنيده ميشه و خدا با خودش فكر ميكنه حالا نكنه اين فيلمه راستي باشه؟
 
****************
 
نترسيد بابا هنوز ادامه داره ...
 
  تا بقيه داستان بای