از تابلو ترين دروغها ؟
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

**********

  روز اول : پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد

 روز دوم : باز مي‌گفتم ليك با اندوه و با ترديد        

روز سوم : هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلتنگي ابر و گريه بارون يک شب سرد و شر شر ناودون يک مرد اسير و يه خونه ويرون يه قلب  زخمي

يک تن بي جون تمام شب کنار برج ها منتظر مي مانم صندليهاي شکسته از آن من نيستند  اگر

آهسته صدايت مي زنم نمي خواهم ستاره ها بريزند آخر سقفي ندارم که زير آن دستهايت را

بگيرم و گريه کنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرد آدم بيچاره اي هست !

وقتي به دنيا مياد همه حال مامانش رو مي پرسن !

وقتي ازدوج مي کنه همه ميگن چه عروس خوشگلي !

وقتي هم ميميره همه ميگن بيچاره زنش !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 از تابلو ترين دروغها?

دختر: ?-دوستت دارم ?     عاشقتم ?     اولين باره كه با يه پسر دوست شدم ?

قول ميدم هميشه با هم بمونيم ?    من از اخلاقت خوشم اومده ?    هر كاري كه بگي برات ميكنم ?

من به غير از تو به هيچكسي فكر نمي كنم ?       خوشگلترين پسري كه تو عمرم ديدم تويي ?

بهترين لحظه هاي عمرم موقعي كه با تو ميرم بيرون

**********

 تا آپديت بعديم بای