گفتاری درباره ی پنج شنبه غروب
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳۸٥  کلمات کلیدی:

 **************

سلام امروز اومدم یه آپدیت توپ کنم بر علیه دخترها چون اومدن اعتراض کردن

چه عجب برعلیه دخترها نبود  توجه بکنید که این برای همه دختر خانم ها

 نیست مخصوصا اونهایی که من رو میشناسن  البته این رو با یکی

 از دوستان نشستیم نوشتیم اگه از مطلب خوشتون اومد

من نوشتم اگه خوشتون نیومد ضایع بید آقای یکونات ریغماسیان

زحمتش رو کشیده در هر حال بخونید نظرتون رو بگید  

 ولی واقعیتی هستش که باید قبول کنیم ما جوانها چه گناهی کردیم 

نمیشه کاری کرد کم کم ما هم باید بریم تو کارشون 

بخونید خودتون میفهمید 

**************

 گفتاری درباره ی پنج شنبه غروب 

اول: بعضی چیزها اصولا باید بروند. اگر نروند نمی شود. در این راستا می تواندو حالت را متصور شد: اینکه می توانند پیش قدم شوند و یکی را ببرند. یا اینکه منتظر شوند یکی بیاید ببردشان.

از حالت دوم این قضیه ی ی کاملا عقلانی نتیجه می شود که:

«اگر می خواهی برده شوی پس لایق برده شدن باش!»

و تاثیر این قضیه بر قیمت لوزام آرایشی بسیار بیشتر است از تاثیر جنگ خلیج فارس روی قیمت سبد نفتی اپک!

دوم: خوب، ما رفتنی شدیم. یعنی آنقدر خوش تیپ شدیم (یک لایه به قطر 5سانت کرم پودر روی صورت- بتونه کاری تمام و کمال) که یک نفر پیدا شود و نفهمد که برای قضاوت راجع به قیافه ی زن جماعت اول باید با صابون حسابی صورتشان را بشوری. خلاصه به این لِول خوش تیپی رسیدیم. خوب، با خانه نشینی که کسی نمی فهمد. پس باید برویم جایی که بفهمند بالاخره ما هم به جرگه ی خوش تیپ مک کوئین ها پیوستیم و بالاخره گوی سبقت را از این ملیحه سیا ربودیم و بالاخره شاید یه خری پیدا شود که بیاید سراغ ما. لذا از این پس رحل اقامت را در شالیکوبی می افکنیم.

(توضیح: خیابانی در گرگان همزاد ولیعصر تهران)

سوم: اینجا شالیکوبی ست. نمایشگاه ناموس. همه رقم برای همه نوع سلیقه. از خوشگل بی آرایش تا ننه فولاد زره که یک قوطی کرم پودر برای هر شبش کم است.

علامتی و چشمکی. تکه ای پراندیم. بردیم تو کوچه. اسمت چیه؟ شماره دادیم. ته کوچه دعوا بود. دعوا تماشا می کردیم و چیپس می خوردیم و دستمان یک جایی بود. دعوا تمام شد. موبایلش زنگ خورد (هی! موبایل داشت!!!). رفت. دستمان نوچ شده بود و با همان چیپس می خوردیم—سال 82 بود. این یک خاطره است.

چهارم: سال 82- قضایا همان است. فقط مکان عوض شده. از باباطاهر تا خود فلکه ی نهارخوران. شما هم بیاید. تا پنج شنبه چیزی نمونده !!!!!!

 

با تشکر از دوست خوبم یکونات ریغماسیان

***************

 شاد باشید تا آپدیت بعدیم بای